وبلاگ نوازندگان ایرانی
ویژه نوازندگان سنتور

با درود ،

به وبلاگ نوازندگان ایرانی و موسیقی سنتی ایران بسیار خوش آمدید.


لطفا به مطالب نظر داده و  به 

وبلاگ دیگر من : (ankabootefoozool.blogfa.com)

 مراجعه فرمایید.


لطفا به پروفایل  مدیر وبلاگ: امیر حسین افروز مراجعه فرمایید.


جمعه هجدهم بهمن ۱۳۹۲ | 20:32 | امیر حسین افروز |






مرغ سحر نام تصنیف مشهوری است که به خاطر معنای آزادی خواهانه و نثر روان آن در حافظه تاریخی ایرانیان علی الخصوص خوانندگان و هنرمندان عرصه موسیقی ایران جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. این تصنیف در کوران حوادث پس از سقوط سلسله قاجار و روی کار آمدن پهلوی سروده شده است. اسماعیل نواب صفا، ترانه سرای مشهور، ناله مرغ سحر ملک‌الشعرا را مربوط به حوادث دوران محمد علی‌ شاه و بستن مجلس شورای ملی و بلاتکلیفی مملکت در لحظاتی بسیار حساس انگاشته است. وی با اشاره به روایتی از زبان موسی نی داود، می افزاید: درغیر این‌صورت، رضاشاه پس از شنیدن این شعر و آهنگ، مجریان آن را مورد محبت قرار نمی داد. هرچند رضاشاه به بازماندگان خودکامگی محمد علی ‌شاهی محبت داشت. وانگهی، از زبان یکی از دو برادر سازنده آهنگ مرغ سحر، می گوید: در واقع ترانه‌ایست که استاد بهار برای مخالفت با رضاشاه سروده است! که این سخن با آن سخن متضاد است.نخستین اجرای تصنیف مرغ سحر در هفتم تیر ۱۳۰۶، روزنامه ناهید که در زمینه طنز مطالبی را منتشر می‌کرد روی کار آمد. تین روزنامه جشنی به مناسبت آغاز هفتمین سال انتشار خود در باغ اقای سهم دوله بر پا کرد و تصنیف مرغ سحر در دستگاه ماهور را به عنوان اثر طبع یکی از اساتید سخن درآن جشن به صحنه اجرا گماردند. متن شهر این ترانه نیز پیوست اولین شماره سال هفتم این روزنامه شد.این تصنیف که تازه روی کار آمده، به «مرغ سحر» و یا «ناله مرغ سحر «مشهور شد. هر چند در آن زمان کسی به درستی نمی دانست که ملک شعرا بهار سراینده آن است، اما به علت حجم بالای ادبی آن به مرور نام سراینده از پرده ابهام خارج شد و همه متوجه شدند که بهار، سراینده آن است. در سالیان بعد مرغ سحر با صدای ملوک ضرابی و سپس توسط قمرالملوک وزیری اجرا شد که بی ‌درنگ دل ذهن ها و دل های همه مردم جای پیدا کرد. آهنگ این اثر، در دستگاه ماهور، اثری از مرتضی نی ‌داوود، بارها توسط هنرمندان مختلف ایران اجرا شده است که از جمله می‌توان به اجرای نادر گلچین و همچنین اجرای بدیع با صدا و نوازندگی و گیتار فرهاد مهراد اشاره کرد. یکی از محبوب‌ترین اجراهای این تصنیف از استاد محمدرضا شجریان است که اغلب به خواست مردم مکرراً در کنسرت‌های او به گوش می‌رسد.


متن شعر مرغ سحر از ملک الشعرای بهار


نت آهنگ (سنتور) مرغ سحر از مرتضی نی داود و از کتاب دستور سنتور از فرامرز پایور

پنجشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۲ | 17:41 | امیر حسین افروز |








جمعه سیزدهم دی ۱۳۹۲ | 21:25 | امیر حسین افروز |

گروه سنتی کامکار ، خانوادگی ترین گروه سنتی ایرانی. گروه موسیقی کامکارها
در سال 1344برای نخستین بار در سنندج، به عنوان گروهی خانوادگی به سرپرستی
استاد حسن کامکار(ویلن) و عضویت هوشنگ(آکاردئون)، بیژن(خواننده)،
پشنگ(سنتور)، قشنگ(خواننده و ویلن) و ارژنگ(تمبک)تشکیل شد و برنامه های
متعددی را در باشگاه افسران، مدارس و تالارهای شهر سنندج اجرا کرد.
کامکارها اوّلین تمرینات خود را شب ها در کنار حوض کوچک حیاط منزل شان
انجام می دادند. با بزرگ شدن فرزندان، به تدریج این گروه موسیقی متکامل
ترشد، از نظر آنسامبل انسجام بيشتري پيدا كرد و در سال 1348 با اعضای خود،
هوشنگ(ویلن)، بیژن(تار و خواننده)، پشنگ(سنتور)، قشنگ(خواننده)،
ارژنگ(تمبک)، ارسلان(عود) و اردشیر(کمانچه) کنسرت هایی را به صورت رسمی در
برخی از شهرهای کردستان و همچنین شهر ارومیه برگزارکرد.


بعد از سال1350 برخی از افراد خانواده از جمله هوشنگ، بیژن، پشنگ و ارسلان
برای فراگیری موسیقی آکادمیک به تهران آمده و در دانشکدۀ هنرهای زیبا به
تحصیل مشغول شدند(ارژنگ در آن دوره در رشتۀ نقاشي تحصيل مي كرد). پس از
چندی کامکارها به اتّفاق محمّد رضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و
تنی چند از دیگر هنرمندان، گروه های شیدا و عارف را تشکیل دادند. این دو
گروه کنسرت های موفّقیّت آمیزی را با خوانندگی محمّدرضاشجریان و شهرام
ناظری به اجرا گذاشته و آثاری را ارائه کردند که بی ترديد از جمله آثار به
یادماندنی موسیقی سنتّی ایران به شمارمی آیند.

اوّلین کنسرت های رسمی اين خانواده با نام «گروه کامکارها» در اوایل دوران
پس از انقلاب در مجموعه آزادی و تالار وحدت اجرا شد که در بر گيرندۀ سه
قسمت: موسیقی فارسی، تکنوازی سنتور اردوان و موسیقی کردی بود. در سال 1368
امید لطفی، فرزند قشنگ و محمّد رضا لطفی، به گروه پیوست و نوازندگی تار
گروه را به عهده گرفت.

کامکارها در کنسرت هاي اخیرشان برخی از استعدادهای جوان را نیز در کنار خود جای داده اند.

این گروه کنسرت های متعددی در داخل و خارج از کشور اجرا نموده و در اکثر
فستیوال های بزرگ موسیقی جهانی از جمله WOMADبه مدیریت پیتر گابریل،
سامراستیج (نیویورک) و اکثر تالارهای بزرگ و مهم اروپا و آمریکا همواره
حضوری قدرتمندانه و تحسين برانگیز داشته است.

گروه کامکارها در اکثر شهرهای کردستان عراق کنسرت هایی را برگزار کرده،
همچنين در سال1380 برای اولین بار در تاریخ کشور ترکیه توانست برنامه
موسیقی کُردی را در شهرهای استانبول و دیار بکر اجرا کندکه نقطۀ عطفي در
رخدادهاي موسيقي اين مناطق به شمار مي آيد. از دیگر اجراهای مهم کامکارها،
می توان به شرکت در فستیوال موسیقی لوچیانو بریو ،آهنگساز بزرگ و مدرن
ایتالیایی اشاره كرد؛ اين كنسرت ها كه در سال 1383در بسياري از شهرهای
انگلستان اجرا شد، حاصل همكاري گروه كامكارها و اركستر سيمفونياي لندن و
نشان دهندۀ هماوايي دو نوع موسیقی کردی و موسیقی مدرن جهانی بود كه توجه
بسياري از صاحبنظران و علاقمندان موسيقي را به خود جلب كرد.

اجرای کنسرتینو کمانچه با ارکستر سمفونیک«مالمو» ي سوئد در سال 1384نیز يكي دیگر از موفقیت های اين گروه در همين دوران بود.

گروه کامکارها علاوه بر اجرای صحنه ای، آلبوم هاي متعددي را عرضه کرده است
که از آن جمله مي توان به اورامان، زردی خزان، شیلره، گلاویژ، کامکارها،
آگری زیندو، گل نیشان، پرشنگ، کانی سپی، سماع ضربی ها (برای ساز های کوبه
ای)، سه نوازی و تکنوازی، به یاد صبا، ، ئه وراد و ایمشو اشاره كرد. هریک
از اعضاء گروه کامکارها، علاوه بر این موارد، به تنهائی نیز آثار متعددی
را در قالب آلبوم، موسیقی متن فیلم، تالیف و ترجمۀ کتاب ارائه کرده اندکه
در شرح حال تک تک شان مورد اشاره قرار خواهد گرفت. 

این گروه با دعوت از دیگر اساتید موسیقی كشور، درسال 1376 آموزشگاه آزاد
موسیقی كامكارها را درتهران بنيان نهاد كه تا به امروز به فعاليت خود
ادامه داده و سهم به سزايي در معرفي چهره هاي مستعد و جديد به جامعۀ هنري
كشور داشته است.


حسن کامکار" در سال 1302 به دنیا آمده و در سال 1370 دار فانی را وداع گفت .

وی در ارکستر موسیقی نظامی سنندج کردستان فعالیت داشت و علاوه بر آن به
تدریس موسیقی ایرانی پرداخته و نوازندگی ویولون و نواسازی را انجام می داد
.

گرد آوری نواهای موسیقی های محلی مناطق مختلف کردستان از دیگر فعالیت های او بوده است .

وی همچنین به گرد آوری نواهای موسیقی محلی مناطق مختلف کردستان پرداخته که
قطعه ای در "ماهور" با شعر حافظ و نواری از این گروه که در سال 1364 با
صدای بیژن کامکار منتشر شد از جمله کارهای معدودی است که از او به جای
مانده است .

او همچنین به عنوان استاد تمام پسران خود که هم اکنون گروه کامکارها را
تشکیل می دهند،عمل کرده است اگر چه هر کدام ازر اعضای کامکارها از اساتید
دیگری نیز بهره گرفته اند.

گفتنی است نخستین اجرای این گروه در سنندج به صورت وی اشاره کرد که از آن
پس این گروه در خارج و داخل برگزارکنسرت های متعددی رابرگزار می کنند که
از آن جمله می توان به اجرای برنامه در شهرهای گوناگون اروپا ،امریکا
،کانادا و ...اشاره کرد



اردشیر کامکار : نوازنده کمانچه


اردشیر کامکار به سال 1341 در شهر سنندج به دنیا آمد
و از سن 7
سالگی تحت نظر و آموزش پدر به آموختن ویولون پرداخت و در سن 10 سالگی
همراه ارکستر (( باربد )) فرهنگ و هنر استان کردستان کنسرت هایی در تهران
و شهرستانها اجرا نمود و در همان ایم ساز کمانچه را نیز در کنار ویولون
فرا گرفت و اجرای قطعات و ردیفهای استاد صبا را با کمانچه و ویولون نزد
پدر آموخت .

در سن 19 سالگی ادامه ی فعالیت نوازندگی خود را با کمانچه در گروه (( عارف
)) و (( شیدا )) به سر پرستی محمدرضا لطفی پرویز مشکاتیان و حسین علیزاده
پی گرفت .

وی ردیف های موسیقی سنتی را نزد محمدرضا لطفی و پشنگ کامکار فرا گرفت .

مشغله اصلی ذهن این نوازنده جوان و اساس کوشایی او متوجه تکامل امکانات
موسیقیایی و کشف امواج صوتی جدید برای ساز سنتی کمانچه می باشد .

از جمله :

اجرای آثار صبا با ساز کمانچه به همراهی سنتور و تنبک و هم چنین کنسرتو
برای کمانچه و ارکستر که حاصل کار مشترک او با ارسلان کامکار است .

دوستان این مطلب رو من از کتاب : مردان موسیقی سنتی و نوین سنتی ایران برداشتم .

اگر کمی کاستی یا اشتباهی در مطالب دیده اید برام بنویسید و اگر مطلب بهتری دارید به من میل بزنید 



هوشنگ کامکار : آهنگساز و مدیر گروه


هوشنگ کامکار در سال 1325 در سنندج به دنیا آمد 

موسیقی را نزد استاد پدرش حسن کامکار آموخت و مدت 2 سال در هنرستان عالی موسیقی تهران به تحصیل موسیقی پرداخت .

در سال 1354 به اخذ درجه لیسانس در رشته آهنگسازی از دانشکده هنرهای زیبای
دانشگاه تهران نایل آمد و سپس در کنسرئاتوار سانتاچی چیلییای رم به تحصیل
کنترپوان و فوگ پرداخت و درجه لیسانس موسیقی را در ایالات متحده آمریکا از
دانشکده سانفرانسیسکو دریافت نمود . 

آثار موسیقائی منتشر شده ی او به سبک موسیقی ملی ایران عبارتند از نوارهای
کاست : بهاران آبیدر ، گل همیشه بهار ، کجائید ای شهیدان خدائی ، پیروزی
بهمن ، موسیقی پل آزادی ، در گلستانه ، به یاد حافظ ، برتارک سپیده و
شباهنگام . در میان ساخته های هوشنگ کامکار (( کجائید ای شهیدان خدائی ))
که بر اساس اشعار مولانا و برای ارکستر سمفونیک ساخته شده و موسیقی متن
فیلم (( پل آزادی )) را میتوان نام برد که در دومین جنشواره سینمائی فجر
برنده ی جایزه اول شده است . ایشان همچنین سرپرست گروه کامکارها می باشند.
از اعتقادات جالب ایشان این است که به خواننده به چشم یک ساز نگاه می
کنند. و به همین علت در گروه کامکارها خوانندگان هم از خود خانواده
کامکارها هستند. برجسته ترین اثر ایشان آلبوم در گلستانه با صدای شهرام
ناظری و اشعار سهراب سپهری می باشد. تالیفات او عبارتند از : ترجمه ی کتاب
ارکستراسیون اثر ریمسکی کورساکوف ، فوگ و انواسیون اثر جان ورال ، هارمونی
قرن بیستم اثر پرسی چتی و موسیقی کلاسیک - رمانتیک کنترپوان مُدال اثر
دیوید بویدن .


بیژن کامکار : نوازنده دف


سال تولد : 1328

محل تولد : سنندج

مقدمات موسیقی را نزد پدرش فرا گرفت و از 6 سالگی متوجه شد دارای صدایی خوش و زیبا می باشد 

لذا ازهمان دوران همکارای خود را در این استان با برنامه کودک آغاز کرد .

وی تا سن 26 سالگی تمام تجربیات و معرفت موسیقی را در کنار خانواده و
رادیو سنندج و فذهنگ و هنر این استان کسب می کند و این سالهای پر باری
هنری بیژن کامکار است که پایه اصلی برای وی می گردد.

در سال 1353 بیژن کامکار به تهران می آید و در دانشکده هنر های زیبا برای
ادامه تحصیل در رشته موسیقی ثبت نام می نماید و همزمان با تحصیل ، همکاریش
را با گروه شیدا به سرپرستی 

محمدرضا شجریان و شهرام ناظری می پردازد سپس همکاری خود را در گروه عارف
شروع و بعد از انقلاب در تولید کاست هایی به نام چاوش و در شرکت روح افزا
به عنوان خواننده فعالیت می نماید که حاصل آن 20 نوار کاست می باشد

ساز اصلی بیژن تار می باشد ولی در گروهای شیدا و عارف با نواختن رباب و در
بسیاری از کارها تنبک و دف را برگزیده و همکاری می کرده که نواختن دف
بسیار مورد توجه واقع شده .

وی در زمینه خونندگی آثاری از هوشنگ کامکار مثل : کجائید ای شهیدان و قطعه
حصار از حسین علیزاده و ضربی خزان از ارسلان و چند کاست دیگر بوده است .

در خلال سالهای بعد از انقلاب کنسرتهای بسیاری در ایران و کشور های خارج
نظیر : آلمان / سوئیس و بلژیک برای معرفی دف و موسیقی سنتی ایران نمود که
خوانندگان آن محمدرضاشجریان و شهرام ناظری بوده اند / وی از هنرمندانی چون
: دکتر داریوش صفوت / محمدرضا لطفی و تمام همکارام گروه شیدا و عارف و
خانواده هنرمندش استفاده شایانی پیشبرد هنر خود نموده است . 


پشنگ کامکار : نوازنده سنتور 

پشنگ کامکار در سال 1330 درشهر سنندج دیده به جهان گشود وی در 12
سالگی موسیقی را نزد پدرش استاد حسن کامکار فرا گرفت ردیف های استاد صبا
را به خوبی نزد پدرش آموخت ومدتی در هنرستان سنندج تدریس نمود چهار سال با
رادیو سنندج همکاری داشت

در آزمون باربد که به همت استاد نورعلی برومند برگذار شد مقام اول سنتور
نوازی را به دست آورد وی مدت 4 سال نیز در رادیو تهران همکاری داشت و یکی
از بنیان گذاران گروه شیدا به سر پرستی استاد محمدرضا لطفی بود که در این
گروه به عنوان تکنواز سنتور فعالیت داشت .

استاد کامکار در زمینه آموزش سنتور تجربه ای 30 ساله دارد و کتابهایی نیز
در این زمینه به رشته تحریر در آورده است از جمله : یک دوره ردیف / مجموعه
تصنیف و ترانه در دستگاه ماهور / سه گاه و چهارگاه تصنیف میرزا عبدالله
برای سنتور استاد همچنین از بنیان گذاران و اعضای گذاران و اعضای گروه
استثنای کامکارها می باشد و به عنوان تک نواز سنتور در این گروه جالب
موسیقی که همه ی اعضای آن از یک خانواده می باشند.


ارسلان کامکار : نوازنده ویولون کلاسیک و عود 


اصول مقدماتی موسیقی را از پدرش،حسن کامکار، فرا گرفت. و از همان دوران کودکی در سنندج در گروههای موسیقی مشغول فعالیت شد.

بعدها به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبا به تحصیل موسیقی پرداخت. بعد
از اتمام تحصیل همکاری خود را با ارکستر سمفونی تهران به عنوان نوازنده
ویولن آغاز نمود. هم اکنون نیز یکی از مهره های ارزشمند این ارکستر محسوب
می شود.

وی علاوه بر ویولن که ساز اول او به حساب می آید در نواختن عود نیز
توانایی بسیاری دارد. ارسلان کامکار آثار زیادی را نیز آهنگسازی نموده است
که از آن جمله می توان به زردی خزان، شوریده دل، جاده ابریشم،
شباهنگام(اثری بر اساس اشعار نیما یوشیج با همراهی هوشنگ کامکار)، افسانه
سرزمین پدریم و ... اشاره کرد.


اردوان کامکار : نوازنده سنتور 


اردوان کامکار در سال 1347 در سنندج متولد شد 
موسیقی را از
همان دوران کودکی مثل برادرانش نزد پدر هنرمندش آموخت و ساز سنتور را
انتخاب و با پشتکار و راهنمایی های بی دریغ پدر فراگرفت .


وی در سن 16 سالگی پیش از رفتن مدرسه وارد گروه نوجوانان فرهنگ و هنر
سنندج شد و تا سال 1375 در آن گروه فعالیت داشت و در کنسرت ها و جشنواره
های متعدد فرهنگی و هنری شرکت می کرد.

پس از چندی برای ادامه کار به طور جدی تر در تهران سنتور نوازی را در محضر
برادرش پشنگ کامکار ادامه می دهد و از طریق نوار کاست و رفت و آمد با دیگر
استادان این سا از سبک و سیاق آنان استفاده شایانی می برد 


اردوران کامکار به ردیف های موسیقی و حالت های نواختن و تکنیک های نواختن موسیقی آوازی ایران تسلط کامل دارد . 

در اجراهای مختلفی همراه ارکستر سنفونیک تهران حضور داشته . 

وی تا به حال قطعاتی برای سنتور تصنیف کرده است که از شیو ه و تکنیکی کاملا نوین برخوردار است از 

جمله : تکنوازی در (( ماهور )) و (( اصفهان )) و همچنین کنسرتینو و ارکستر که حاصل کار مشترک او با برادرش هوشنگ کامکار می باشد .



ارژنگ کامکار : نوازنده تنبک


ارژنگ کامکار به سال 1335 در شهر سنندج متولد گردید و نواختن را انتخاب و آن را فرهنگی سنندج شرکت از پدرش فرا می گیرد . 

وی تا سال 1354 در برنامه های مختلف هنری داشت تا اینکه در این سال به
تهران می آید و بعد از اتمام تحصیلات متوسطه به دانشگاه هنر های زیبا رشته
نقاشی می رود و در این رشته مشغول تحصیل می گردد .

وی در سال 1355 به رادیو ایران می رود و همراه با گروه (( شیدا )) به رهبری محمدرضا لطفی همکاری 

می نماید .

کار اصلی ارژنگ کامکار نقاشی است که خودش بیشتر به آن گرایش دارد 

ولی به نواختن ضرب ( تنبک ) هم می پردازد

چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ | 19:1 | امیر حسین افروز |

زندگینامه استاد پرویز مشکاتیان

استاد پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در نیشابور به دنیا آمد. او مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان، که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آموخت. وی آموختن موسیقی را در طول تحصیل در زادگاهش، نیشابور پی گرفت و تا پایان دورهٔ متوسطه همچنان در پیشگاه پدر به فراگیری و تمرین مشغول بود. مشکاتیان در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکدهٔ هنرهای زیبا دردانشگاه تهران شد و به آموختن ردیف میرزا عبدالله نزد نور علی خان برومند و ردیف موسیقی سنتی نزد دکتر داریوش صفوت پرداخت.[۱] وی همزمان با آموزش ردیف، مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، دکتر مهدی برکشلی، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فرا گرفت. او نوازندگی سنتور را در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به صورت بسیار جدی ادامه داد و توانست در نوازندگی این ساز به مهارت ویژه و چشمگیری دست پیدا کند و همچنین توانست کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی و نوازندگی سنتور به ویژه در زمینهٔ ساخت قطعات همنوازی (ارکسترال)، تصنیف و نیز تکنوازی انجام دهد. مشکاتیان در این سال‌ها، کنسرت‌های متعددی با خوانندگانی چون پریساو هنگامه اخوان اجرا کرد و در سال ۱۳۵۶، گروه عارف را تشکیل داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می‌گردید، به همراه پشنگ کامکار مقام نخست در رشتهٔ سنتور و همراه با داریوش طلایی، مقام ممتاز در ردیف‌نوازی را به دست آورد. وی همسر سابق افسانه شجریان بوده و صاحب دو فرزند به نامهای اوا و ایین است. پرویز مشکاتیان در تاریخ ۲۹ شهریور سال ۱۳۸۸ در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر نارسایی قلبی درگذشت.

 

 

 

 یادشان گرامی باد.


شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ | 15:49 | امیر حسین افروز |

زندگینامه استاد پشنگ کامکار


پشنگ کامکار سال 1330 در سنندج به دنیا آمد

وی از 12 سالگی همانند خواهر و برادران دیگرش موسیقی را نزد پدر (حسن کامکار) آموخت.

 

در همین دوران نیز با راهنمائی‌های برادر بزرگتر (هوشنگ کامکار) فراگیری ساز سنتور را آغاز کرد.

 

کامکار، آموزش سنتور را از سال 1345 در مرکز فرهنگ و هنر سنندج آغاز کرد و به مدت 5 سال با مرکز رادیوی سنندج همکاری خود را ادامه داد.

 

وی پس از این دوران به تهران سفر کرد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به اخذ درجه لیسانس موسیقی نایل شد.

 

کامکار همچنین در آزمون تکنوازی سنتور کانون باربد، که توسط نور علی خان برومند تأسیس شده بود شرکت کرد و به مقام نخست دست یافت.

 

 

در سال 1348 کامکار تدریس سنتور را در کلاس‌های آزاد هنری پدر آغاز کرد. در این کلاس‌ها وی دستور سنتور استاد فرامرز پایور و ردیف‌های استاد صبا را تدریس می‌کرد.

 

وی در سال 1384 نیز به مقام درجه یک هنری توسط شورای ارزشیابی هنرمندان نائل شد و در گروه موسیقی کامکارها فعالیت مستمر خود را آغاز کرد.

 

پشنگ کامکار یکی از بنیانگذاران گروه شیداست. از جمله آثار او می‌توان به سه نوازی و تکنوازی سنتور، گلگشت، به یاد صبا، بارانه(تکنوازی)، فراق، تکنوازی سنتور در ماهور و راست پنجگاه و همچنین گل به دامن اشاره کرد.

 

او آثار مکتوبی چون شیوۀ سنتور نوازی، ردیف میرزا عبدالله برای سنتور، موج، گلنار، یادگاران، سپیده و هزاردستان را در کارنامه خود دارد.

 

کامکار به تدریس در دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه آزاد و تدریس و عضویت در هیِِات ژوری دانشکدۀ موسیقی کرج نیز مشغول است.

 

وی بیش از 30 سال سابقه تدریس ساز سنتور دارد.


شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ | 15:38 | امیر حسین افروز |

زندگینامه استاد فرامرز پایور



استاد  فرامرز پایور

نام و نام خانوادگی : فرامرز پایور

تاریخ تولد : ۲۱ بهمن ۱۳۱۱

محل تولد : تهران

متولد21 بهمن ماه 1311، تهران، فرزند علی پایور استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران، آشنا به نواختن سه‌تار، سنتور و ویلن که وی نیز این هنرها را از پدرش مصورالدوله که از هنرمندان عصر قاجار بود(نقاش چیره دست دوره قاجار که آثارش را در کاخهای گلستان و صاحبقرانیه نگهداری می کنند وی با نواختن ویولن،سنتور و سه تار آشنایی داشت) فراگرفته و هنردوستی را به فرامرز فرزندش منتقل نمود. تولد درخانواده‌ای که اهل علم و هنربودند باعث شد تا فرامرز پایور از نوجوانی به موسیقی آشنا شود و برای توسعه و تکمیل آن از محضر ابوالحسن صبا استاد یگانه موسیقی به مدت بیش از هشت سال بهره‌مند شود.(وی در سن 17 سالگی آموزش موسیقی را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز کرد)

در دوران فراگیری در کلاس درس استاد صبا، پایور تاحدی پیشرفت نمود که بعضاً صبا شاگردان دیگر را به او می‌سپرد و در اواخر عمر صبا همه شاگردان در رشته سنتور را استاد به کلاس پایور می‌فرستاد. پایور در نوازندگی سنتور به حدی رسیده بود که در موارد مختلفی استادش را همراهی کرد و در همین میان قطعاتی می‌ساخت و با صبا اجرا می‌کرد مانند گفتگو در شور (سنتور و یلن).

هنگامی که فرامرز پایور برای فراگیری سنتور به کلاس درس استاد ابوالحسن صبا در خیابان ظهیرالاسلام رفت، سه سال از درگذشت آخرین بازماندهٔ سنتورنوازان افسانه‌ای از نسل قدیم، استاد حبیب سماعی، می‌گذشت. استاد ابوالحسن صبا که خود در دوره نوجوانی، سنتورنوازی را نزد علی اکبرخان شاهی و با تکنیکی متفاوت با روش خاندان سماعی فراگرفته بود، پس از مدتی معاشرت با حبیب سماعی، روش سنتورنوازی او را برتر از استاد پیشین خود یافت. بنابراین با تلاش فراوان پاره‌ای از بداهه‌نوازی‌های وی را نت‌نویسی کرد. سپس استاد صبا تلاش کرد تا با آموزش روش صحیح سنتورنوازی به تعدادی از شاگردانش، از منسوخ شدن روش سنتورنوازی نزدیک به موازین هنری و زیباشناسی موسیقی دستگاهی ایران جلوگیری کند. در همین دوران، فرامرز پایور، یکی از برجسته‌ترین شاگردان استاد صبا شد و تا سال ۱۳۳۶ که استاد صبا درگذشت، از آموزش‌های وی بهره برد.

بعد از صبا درحالی که پایور سبک خاصی را در نوازندگی سنتور ایجاد کرده بود از محضر اساتید دیگری چون عبدالله دوامی، نورعلی برومند، حاج آقا محمد ایرانی و ... استفاده‌ها برد و در این میان آنچه از منقولات ایشان می‌آموخت به خط نت درمی‌آورد و دراین حال آثار دیگری را که از قدما آموخته بود مانند رکن‌الدین‌خان و درویش‌خان و حبیب سماعی و دیگران را نیز به خط نت درآورد که برای از بین‌ نرفتن و تحریف نشدن بزرگترین خدمت ممکن بود که به مدد تسلط کامل وی برخط نت امکانپذیر شد تا حدی که نغمات و تصانیف را به نت بدون هیچ عیب و ایرادی درمي‌آورد که در کتاب 186 تصنیف عبدالله دوامی که به کوشش ایشان به چاپ رسید. درهمین حال از اساتید دیگر چون استاد حسین دهلوی و اصلانیان نیز مبانی آهنگسازی را آموخت. از سوی دیگر ادامه تحصیل ایشان در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه کمبریج صورت پذیرفت. پایور جوان مصداق بارز "میاسای زاموختن یک زمان" و "زگهواره تا گور دانش بجوی" بود.

فرامرز پایور از سال ۱۳۳۳، فعالیت خود را در وزارت فرهنگ و هنر وقت و از سال ۱۳۳۷ تدریس سنتور را در هنرستان عالی موسیقی ملی آغاز کرد. او اولین سنتورنوازی بود که روی سنتور، نواسازی می‌کرد و تنها در پی بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، اولین آهنگ‌سازی بود که ساز تخصصی او، سنتور بود.

دهه هاى ۱۳۳۰ و ،۱۳۴۰ عصر ويلن بود و تقريباً تمام نواسازان و قطعه نويسان و تنظيم كنندگان موسيقی ايرانى (به جز استاد جواد معروفى)، با ساز تخصصى ويلن شناخته مى شدند. جالب اينكه ساز دوم استاد پايور، سه تار بود و مشقهاى اوليه آن را از صبا فراگرفته است ولى جز در خلوت خود، در جاى ديگر دست بر سه تار نبرد و اين برخلاف رسم هميشگى نوازندگان است كه اگر ساز اولشان كششى باشد، ساز دومشان مضرابى است.

او سپس هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت.

در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیلات کلاسیک خود، از طرف وزارت فرهنگ و هنر به انگلستان فرستاده شد. از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسی دانشنامه گرفت و در تمام این سال‌ها تلاش فراوانی در جهت معرفی موسیقی ایرانی و سنتور به محافل دانشگاهی انگلستان انجام داد که برنامه‌های دلپذیری از آن سال‌ها در آرشیو رادیو بی‌بی‌سی وجود دارد.

در این سال‌ها، برای شناساندن موسیقی اصیل ایرانی، از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او خواسته شد تا کنفرانس‌هایی در این زمینه همراه با ساز خود ترتیب دهد. همه این کنفرانس‌ها با موفقیت انجام شد و از سوی این دانشگاه‌ها به دریافت جوایزی نائل گردید.

ایشان قطعاً تأثیرگزارترین، متعهدترین و متبحرترین نوازنده سنتور در تاریخ موسیقی ما بوده‌اند و  درجه عالی و نشان درجه یک هنر معادل دکتری را کسب نمودند.



شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ | 15:37 | امیر حسین افروز |

تاریخچه سنتور در ایران وجهان


                                     


  تاريخچه مختصري از پيدايش سنتور       

    و        

سنتورنوازي در ايران

 

 

 

 

 

 

تاريخ نشان مي‌دهد كه رشد پديده‌هاي اجتماعي و فرهنگي نيز همانند ساير پديده‌هاي طبيعي و هنرهاي بشري طي سلسله مراتب خاص و طبق ضوابط منطقي تكامل پيدا كرده است

 

در دوره ساسانيان موسيقي از اهميت فراواني برخوردار بوده است به‌طوري كه در آن زمان موسيقيدانان برجسته و نام‌آوري پا به عرصه وجود گذاشته‌اند و سبب شكوفايي ابزارآلات موسيقي شده‌اند. آنها در بين مردمان، حاكمان و صاحب‌منصبان از جايگاه خاص و ممتازي برخوردار بوده‌اند و مورد ستايش و احترام همگان واقع مي‌شده‌اند. در آن دوران نوازندگان موسيقي و سازندگان ساز و آلات موسيقي دست به ابتكاراتي زدند و سازهاي مختلفي را ساختند كه اصطلاحاً سازهاي كثيرالاوتار ناميده مي‌شوند. مسعودي آن آلات را چنين برشمرده است: عود، تنبور، چنگ، زنگ مزمار، ناي و سنتور. از سازهاي مهمتر آن دوره عود هندي بوده است كه بيشترين مورد استفاده را داشته است.

 

پس از استيلاي اعراب بر ايران با توجه به ديدگاهي كه فقه اسلامي در مورد موسيقي قائل بود ساز و نواختن آن در ملا عام مذموم بود و به اين دليل موسيقي و ساز و نوازندگي از صحنه‌هاي اجتماعي حذف شد. اما از آنجا كه موسيقي و نوازندگي ريشه در نهاد و ذات آدمي دارد هرگز از ميان مردم محو نشد و در خفا به تكامل خود ادامه داد و به‌تدريج با روي كار آمدن خاندان عباسي مجدداً با چهره‌اي كامل‌تر رخ نمود. از نوابغ موسيقي در اين دوره مي‌توان به بوعلي‌سينا (متوفي در 428 ه‍ .ق)، صفي‌الدين ارموي (متوفي در 656 ه‍ . ق)، قطب‌الدين شيرازي (متوفي در 710 ه‍ . ق) و عبدالقادر مراغي (متوفي در 838 ه‍ . ق) اشاره كرد. در اين دوره هنر آوازخواني به‌خاطر استفاده از آن در تعزيه‌خواني و ساير مراسم مذهبي به جايگاه رفيع و ارزش خاصي دست يافت.

 

شواهد تاريخي نشان مي‌دهد كه در ميان سازهاي ايراني سنتور از قدمت ديرينه‌اي برخوردار است. از زمان‌هاي بسيار قديم سنتور جعبه‌اي ذوذنقه‌اي شكل بوده كه برروي آن تارهايي از زه مي‌كشيدند. جنس زه از روده گوسفند بود كه به دور خود تابيده مي‌شد و به همان حالت خشك مي‌گرديد و شبيه ريسماني به ضخامت 3 تا 5 ميلي‌متر بود. اما به‌تدريج اين ساز تكميل شد و به شكل امروزين خود درآمد كه در آن از سيم‌هاي فلزي كه بر روي خرك‌هاي چوبي متعددي واقع در چپ و راست ذوذنقه كشيده‌مي‌شوند.

 

برخي نوشته‌ها ابداع سنتور را به فارابي نسبت داده‌اند اما شواهد تاريخي و حفاري‌هاي باستاني نشان مي‌دهند كه در زمان تمدن بابل و آشور از سنتور استفاده مي‌كرده‌اند و در آن زمان توسط تسمه‌اي مهار مي‌شده و به‌صورت ايستاده آن را مي‌نواختند. همچنين، مسعودي در كتاب خود چنين نوشته‌است كه سنتور يكي از سازهاي پرطرفدار در زمان ساساني بوده‌است.

 


شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ | 15:35 | امیر حسین افروز |

تاریخچه موسیقی ایران

عصر اساطیری[ویرایش]

عصر اساطیری به دوران پیش از تاریخ برمی‌گردد. به علت قدمت زیاد، داده‌های کمی از این دوران موجود است. از نظر باستان‌شناسی، مُهر یا نشان ِ چُغامیش جزء معدود آثاری است که مربوط به این دوران است. در مورد این دوران می‌توان به شاهنامهٔ فردوسی نیز رجوع کرد که در آن از ساخت ساز و علاقهٔ شخصیت‌های باستانی و اساطیری نسبت به سازهایی چون سُرنا صحبت شده است. تقاطعِ شعر فردوسی و نظر ابن خردادبه نیز قابل ذکر است که یکی نای سفید را به منوچهر و افراسیاب نسبت داده و دیگری نای سفید را ساختهٔ کردها و در عوض نای سیاه را از ایرانیان می‌داند.

پس از وارد شدن آریاییان، از آنجا که در برپا داشتن آیین‌های کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمی‌شد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنانکه بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشته‌های آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشته‌است. این دوره که از هشت قرن قبل از میلاد تا قبل است شواهد بسیاری از جمله سنگ‌ها و سطوح حکاکی شده کتاب‌ها و دست نوشته‌ها را با خود به همراه دارد. مهمترین اثر یافت شده ر مورد موسیقی این دوره مهر چغامیش می‌باشد که متعلق به ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد است. برای بررسی این دوره باید اثر تمدن‌هایی چون بابل و آشور و ایلام را - که متاسفانه چیز زیادی از انها باقی نمانده - مورد بررسی قرار داد. اما شواهد اندک پیدا شده نیز خود صحت وجود موسیقی را در این دوره تصدیق می‌کند. به طوری که ساخت سازهای سنتور و تنبور را به این دوره نسبت داده‌اند.

دوره ایلامیان[ویرایش]

 

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از«موسیقی ایران باستان» و یا بعبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، بندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراتوری ایلامی (۶۴۴-۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوت‌هایی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت»(بربط؟) ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته‌است.

مادها[ویرایش]

 

داده‌ها در مورد موسیقی در زمان حکومت ماد، آنقدر ناکافی است که جز گفتارهای هرودوت* مورخ یونانی سندی نتوان یافت؛ که او هم از نیایش‌های آوازگونهٔ مغ‌ها بدون همراهی ساز سخن می‌گوید. همین مسئله را در نیایش‌های زرتشتیان نیز شاهد هستیم که متون شعرگونهٔ گات‌ها را با آهنگ می‌خواندند. مهمترین موسیقی آن دوران نغمات موسیقایی گات بوده‌است.

هخامنشیان[ویرایش]

 

از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد.

در کنار نغمات گات‌ها نوع دیگری از موسیقی با نام موسیقی رزمی و همچنیم موسیقی بزمی در این دوره ساخته شد. طبل‌های این دوره جنگجویان را با انگیزه به میدان‌های نبرد راهی می‌کردند و تنبورها و نی‌ها از انها در جشن پیروزی به گرمی استقبال می‌کردند.

یکی از خط و زبان‌های هفتگانه آن دوران که عامهٔ مردم آن را بلد بودهاند، احتمالاً موسیقی بوده و آوازهایی از قبیل سوگ سیاوش را با آن خط و زبان می‌خواندند. اما از این دوران اطلاعات دقیقی در دست نیست. البته سرودهای مذهبی گات‌ها بهگون‌های موزون بهصورت آواز خوانده می‌شده ولی در مذهب قدیم ایرانی، موسیقی دارای اهمیت چندانی نبوده‌است. ولی موسیقی غیرمذهبی به صورت رقص و آواز رایج بوده‌است.

اشکانیان[ویرایش]

 

در این دوره موسیقی جدیدی در ایران پدید آمد. در این دوره موسیقی آزاد و مردمی شد و از بند دولت و دربار گریخت. در این دوره افرادی چون: بخشی‌ها در خراسان یا گوسان‌ها در تمامی مناطق ظهور کردند.

ساسانیان[ویرایش]

 

علاقه شاهان ساسانی به موسیقی، از روایات تاریخ نویسان و از روی نقوشی که بر روی ظرف‌های سیمین کنده کاری شده و از موزاییک‌های پیدا شده در بیشاپور کازرون و گچ بری‌های یافت شده در ری‌ و نقوش برجسته، کاملا نمودار می‌باشد.

نقش یکی‌ ازموزاییک‌های نفیس پیدا شده در ویرانه‌های بیشاپور کازرون در سال ۱۳۱۹ یک زن نوازنده‌ای است که نشسته و چنگ در دست دارد. در میان سینی‌های سیمین که از زمان ساسانیان یافته شده، در یک سینی پیکر پادشاهی دیده می‌شود که بر تختی نشسته و در برابر وی نی‌ زن و چنگ زنی‌ خنیاگری می‌کنند. سینی دیگری هم هست که زنی‌ بر اژدهایی نشسته و نی‌ میزند. در یک بشقاب بزرگ نقره، شاه بر تختی نشسته و چنگ زنی‌ و نی‌ زنی‌ در برابر وی مشغول نواختن هستند. در نقوش برجسته طاق بستان کرمانشاه که منظره شکار گاهی‌ حجاری شده، در یک مجلس نقش چند دختر چنگ زن که در قایق نشسته و در دنبال شاه که بر روی مردابی مشغول شکار است، در حرکت و به نوازندگی چنگ مشغولند.

 

اردشیر پاپکان طبقات مختلف موسیقیدان‌ها را نیک می‌شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکام سرایی چیره دست بود. بهرام گور زیادی از این هنرپیشه گان و موسیقی دانان را به نام لولی از هندوستان خواست و در نقاط مختلف کشور پراکنده ساخت. عصر طلایی موسیقی ساسانیان را دوره سلطنت خسرو پرویز باید دانست. موسیقی در زمان وی به نهایت درجه ترقی‌ خود رسید و تشویق‌های خسرو پرویز از صاحبان ذوق و دادن جایزه زیاد، این صنعت در آن زمان رواج کامل یافت و موسیقیدان‌های مشهوری مانند نکیسا و باربد به وجود آمدند که در خنیاگری و رامشگری شهره آفاق شدند. با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقیدان‌ها، مردم نیز بتدریج علاقمند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقیدانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقیدان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین نیز از همان زمان برای ما به یادگار مانده‌است. همچنین نام بسیاری از الحان سازنده موسیقی و سازهای آن زمان.

در کتاب پهلوی خسرو پسر قباد طویلی از سازهای دوران ساسانیان گرد آوری شده که می‌توان کم و بیش کامل دانست:

عود معمولی، عود هندی(وین)، بربط، چنگ، نوعی از چنگ (اندروای)، تنبور، تنبور بزرگ از مس، تنبور کوچک (دنبالک)، طبل کوچک (چمبار)، سنتور (کنار)، زنگ، نای، قره نی‌، مار، تاس و چند آلات موسیقی دیگر که تشخیص آنها مشکل است مانند زنجیر، تیر سپر، شمشیر، مشتک، رسن، وندق، شیشک، کپیک

 

مسعودی در مروج الذهب نام سازهایی را که در ایران باستان به کار رفته‌است می‌ شمرد و چنگ و نی‌ و عود و بربط و سرنأی را از ایرانیان میداند و گوید که بنیاد پرده‌ها و آهنگ‌های موسیقی و هفت سرود خسروانی را ایرانیان نهاده‌اند. مسعودی در مروج الذهب مینویسد:مردم خراسان چنگ را به کار میبرده‌اند و مردم طبرستان و دیلمستان رباب را بیشتر می‌ پسندیدند.


شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ | 15:29 | امیر حسین افروز |

About
.............................................

این وبلاگ متعلق به شما نوازندگان عزیز است ، نظر فراموش نشود!
Menu
.............................................
Archive
.............................................
WebLink
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................